من=یه وارونه
راحت باشین...پرستو با زخم زبونا رفیقه
نه به ديروز هايي كه بودي فكر ميكنم
و نه به فرداهايي كه " شايد" بيايي
مي خوام امروز را زندگي كنم
.... خواستي باش....نخواستي نباش
فقط اون گردو و بادوم يادت موند بي معرفت؟
خريتي كه پات ريختم تشكر نداشت؟
عشقه پاكم به درك ،
آبرويي كه گذاشتمش اجرا؟!!
ديني كه پرپرش كردي؟!!
دلم كه سوزونديش تشكر نداشت؟!!
به خاطرت چه ريسكايي كه نكردم!
چه تهمتا كه باباي لندهورت به من نزد! سكوت من تشكر نداشت؟!!
خدا از سر تقصيراي بابات نگذره، سر پل صراط خودم ميندازمش
خيانت كه ميكردي تا گريه مي كردي مي بخشيدمت! دله بخشنده ي من، اعتماد احمقانه ي من ،تشكر نداشت؟!!
آه! حرصم كه ميگيره فقط داريوشه كه بهم آرامش ميده...
به من نگو دوستت دارم كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نميشه
عجب!
حق داري بري، برو....از اولشم مال من نبودي
از اولشم من سازتو كوك ميكردم و هي مي رفتي واس كس ديگه مي زدي
شايد هيچ وقت نفهمي كي بودم....
شايد يه روز منم بفهمم همه ي اين عشق فقط بچه بازي بوده....ولي اون موقع ديگه هيچي از جوونيم نمونده ...يادت باشه توي اوج جووني تو پيرم كردي
هركاري ميكنم خوشحال شي ولي تو فقط بلدي بهم تيكه بندازي... تو هميشه من و خوبيامو ريز ميديدي!
باشه فقر منو به رخم بكش ...همه كه مثل شما ماشين شاسي بلند و خونه و مغازه تو تهرون و كرج و مرج ندارن!!
"" عوضش شما هم دل خوش ندارين""
برو .. برو و وام 2 مليوني ما رو به رخمون نكش...
برو و ماشين و ال سي دي و مبل نداشتمونو فراموش كن
برو و طبق خواسته ي خانوادت با دختر يكي از وزيراي سابق شايدم اخير ازدواج كن! و غرق شو تو ماديات...
"" عوضش هر از چند گاهي ياد اين كرم خاكي بيوفت كه چطور زير پاي تو و خانواده ي مثلا باكلاس ومثلا پولدارت له شد
برو و ناز زن چوس كلاستو بكش عوضش منم ديگه خودمو نمي كشم كه سوتي ندم كه بهم نگي ايكيوسان
عوضش ديگه خودمو كوچيك نميكنم! من كه روي زمين نمي مونم، اونم با آبروي كت و كلفت خانوادم
چرا بايد خودمو به حراج بزنم! نه !
ما را به ناز فروشان نياز نيست!
يه روز ياد صورت پر از اشكال من و گريه هاي زشتم ميوفتي و ياد لباساي خزم! بعدش يه نگا ميندازي به زنه چوس كلاست و 1 نفس عميق ميكشي و ميگي آخــيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش!
آزاديت مبارك آقاي آقا بهرام آقا

گرگ زیر لب گفت: بخند...اینست عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد!
من تحمل این حرفارو ندارم!
تازه اینجا بود که فهمیدم داره ازم فاصله میگیره تا فراموشم کنه!
۱۱ شب بود گفت میخواد ۹۰ ببینه! منم خدا حافظی کردم!
اس دادم به دختر خاله که یه جک واسم بفرست تا بخندم...
اون اس داد : به کی میگی من که داغونم! تا حالا به خاطر بغض نترکیدم تو بیمارستان بودم!
زنگیدم بهش تا صدای همو شنیدیم گریمون گرفت! و پشت گوشی گریه کردیم
آقا بهرام اگه اومدی پشت خطم نگو : این موقع شب با کی می حرفی! نمی حرفم دارم گریه میکنم![]()
سینما ملت ،سینما مهتاب، سبزه میدون ،ذرت مکزیکی ،آب معدنی،قطار و كباب و ....گوشيم تو رو ياد من مياره
ديگه داره باورم ميشه اونيكه عاشقشم قسمتم نميشه و هيچوقت عاشق اوني نميشم كه قسمتم ميشه
اگه قراره بي تو خوشبخت شم ريدم تو اون خوشبختي!![]()
![]()
به خدا اگه برگردي پيشم واست پروانه ميشم ازت جدا نميشم![]()
-من خالی میندازم
چه جالب!۲ تا از دوستام دارن سر اینکه مهندس رجب بهتره یا حاج امیر با هم دعوا می کنن!!! ![]()
اون یکی میگه خالی میندازه...![]()
منم که واسم مهم نیست ولی حاج امیر!!![]()
![]()
واسه شما هم اس ام اس اومده؟
"" ام پیره تازو دیگه جی خروشه بگره نیه""![]()
عشق من گریه نکن دنیا که آخر نمیشه
واسمون بد اومده ازاین که بدتر نمیشه!!!
از اولش ندونستم این تقصیر منه که تقدیرم بد شد یا این تقدیر من بود که بدبختیام تقصیر من شد!!!!!!![]()
دنیا را بد ساخته اند
کسی را که دوستش داری تورا دوست نمی دارد
کسی که دوستت دارد تو دوستش نداری
اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد
به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید
و این رنج است .....
و زندگی یعنی این!
تعطیل بود ! ولی باز شد
آره درست خوندی.....
تولد توئه ....تو بهترین پسر دنیا
تولدت مبارک آقا بهرام گل که یه روزی مال من بودی
به بهترین ها برسی ....به بهترین چیزای دنیاو آخرت![]()
بدون نخواستم هیچوقت ناراحت کنم ![]()
![]()
منو ببخش ....منو ببخش ...
این آخرین کبریت من بود کشیدم تو مسیر باد یا برمیگردی یا میری علل الله هرچه باداباد
سپردمت دست خدای مهربون
فقط بدون بعد اینکه منو به مادرت معرفی کردی فک میکردم واقعا عاشقمی
نباید باهام بازی میکردی![]()
کاش میشد یه بارم آقا بهرام(
)بیاد تاک رو ببینه
فرض کن آقامون اومد تاک!! اون وقت کجا ببرم نشونش بدم ؟
ببرمش نشان چپیلا رو روی مقبره پیر نشونش بدم یا ببرمش خله کوه!!![]()
البته من شهرمو مسخره نمی کنم دارم شهردار محترمو ....
زهر تو دلش. نه سینما داریم نه پارک نه یه جای تفریحی! فقط می مونه دانشگاه ازاد مثلا اسلامی که کارت می خواد!! یه شهربازیم داریم که شبا باز می شه هرچی فامیلم هست هرروز اونجا پیکنیک می گیره!!!![]()
واس همین همیشه باید تو شهر ببم جان قرار بداریم![]()
راستشو بخواین ۲ روز بعد اینکه اون متن جدایی رو گذاشتم دلم تاب نیاوورد و زنگیدم براش
می دونی بهم چی گفت؟ گفت: چرا اینقد دیر زنگیدی همش چشام به گوشی بود!!!
الان در پوست خودم که هیچ در پوست جفتمون جا نمی شم![]()
خدا رو شکر
حالا دیگه مطمئنم که اونم دوسم داره![]()
از اون وقت تاحالا بیشتر عاشق هم شدیم
بترکه چشم حسود و مزاحما![]()
دیروز اون آینده رسید ...شایدم خیلی وقته ک رسیده و من خودمو می زدم به اون راه
بهرام رفت
یادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور ...
می خواستم عاشقت کنم ...
هرطور شده حتی به زور....
حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده
اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده؟

یادمه چن وقت پیشا واسه تلخی روزگارم همش انتظار می کشیدم که آینده بیاد.....
آینده ی اون روزگارای من تلخ تر از حال من بود.....ولی چه میشه کرد....گذر زمان همه چیزا می تونه عوض کنه
حالا این منم با یه زندگی محشر ... حتی تو رویاهامم نمی دیدم بهرام مال من بشه
اون واقعا یه فرشتست
اینا رو نمی گم که پیشش عزیز شم چون من عزیز دلشم....
امروز من پرستو آینده ی گذشته های دور: از آینده می ترسم !! می ترسم آینده بهرامو ازم بگیره
می ترسم از دستم بره.....
اگه آینده بدون بهرامه ...همین جا آرزو می کنم به آینده ی بی اون نرسم
امشب عقدکنون دختر عمست....
داماد با تو که میگن برادرشی میاد تو اتاق عقد
تو رو که میبینم یهوه دلم می لرزه!
راس میگن اگه قرار باشه عاشق بشی فرقی برات نمیکنه که کی باشی.... عشقت کی باشه! کجا باشی یا اینکه چن سالت باشه!
همین دیروز بود که گفتم من عمرا عاشق شم.....
تو این همه شلوغی چطور شد که با چشای تو دلم لرزید نمی دونم!
من مدام ذل می زنم تو چشای قشنگ تو....نمی تونم خومو کنترل کنم...خود به خود چشام میوفته به تو....
هر دفه هم که نگات می کنم تو بین این همه جمعیت می فهمی!
وقتی نگات به چشام میوفته ناخودآگاه سرمو می ندازم پایین یا اینکه نگاهمو می چرخونم...
آخر این تعقیب و گریز نگاه ها میشه لبخند تو.... گونه هام گل می ندازه و میرم پی کار خودم.....از اتاق بیرون میام و...
لعنت خدا به شیطون.....دوباره از پشت جمعیت بهت نگاه میکنم ....وای ....تو که دوباره فهمیدی....
آخر شبه
همه دارن میرن خونشون .... تو میای تا با کمک بقیه ی مردا باندای صدا رو جم کنی
ایندفعه دیگه نگات نمیکنم ولی سنگینی نگات رو احساس میکنم.
من تو آشپزخونه پشت اُپنم....
نزدیکم میشی ( من سرخ سرخ شدم....قلبم داره میاد تو دهنم آب دهنمو با فشار پایین میدم)
تو میای طرف من میگی: ببخشید میشه یه لیوان آب برام بیارید؟
من: البته...صبر کنید.
لیوان آب یخ رو از آشپزخونه میارم بهت میدم
من: بفرمایید
لیوان آبو ازم میگیری و تشکر میکنی...هنوز آبو نخوردی
نگات خیلی سنگینه! بهم میگی: شرمنده! شما برام خیلی آشنا به نظر می رسید ..قبلا ندیدمتون؟
در حالی که نگام زمینو جارو میکنه میگم: ولی من برای اولین باره که شما رو می بینم
تو: بله....ولی...
یکی میاد و توحرفتو نیمه کاره رها می کنی
آبو میخوری و میری پی کار خودت
.
.
.
یکی به من: چجوری نگات میکرد..!!
من لپام گل میندازه و قند تو دلم آب میشه...که .....
همون یکی: بی شرف انگار نه انگار که زن داره!
نگاهم کرد نگاهش کردم
نگاهم کرد هزاران شوق عشق را درچشمانش دیدم
نگاهم کرد دل به او بستم
.......بعد ها فهمیدم فقط نگاه میکرد
همين كه مي نويسم و ...
به واژه مي كشم تو رو ....
دوباره بار غم مي شينه روي شونه هاي من!
همين كه ميشكفي مث....
يه گل ميون دفترم...
دوباره گرمي لبات، دوباره گونه هاي من!
همين كه ميري از دلم...
قرار آخرم ميشي....
دوباره زخم مي خورم دوباره باورم مي شي
هميشه كم ميارمت.....
هميشه كم ميارمت.....
نمي شه كه نبارمت
گريه فقط كار منه ...
تو اشكاتو حروم نكن
به واژه اي نمي رسي...
اين جوري پرسو جوم نكن
فاصله ها مال منن
تو فاصله نگير ازم
بمون كه باورت بشه.....
گريه نمي شه سير ازم
هميشه كم ميارمت....
هميشه كم ميارمت...
نمي شه كه نبارمت
تو آينه خودمو ورانداز ميكنم.....
موهاي خرماييمو نگا ميكنم كه حالا توش دسته دسته موي سفيد هست
يه لبختد محو شده تو چروك صورتم ، مي زنم و خيره ميشم به چشاي خواب آلودم
بازم لبخند مي زنم. شايد يه پوسخنده !!
ولي يهوه نمي دونم چرا!! اشك ليز مي خوره رو گونم
آره!
من همش بيست سالمه ، چه زود پير شدم ..نه؟!
آره همه ميگن!
همه مي گن از حرص درس و دانشگاو فوتباله!
من ميذارم همه تا ابد اينجوري فك كنن!
فقط!!! كي مياي دستامو بگيري؟
دوست دارم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم
تا در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم!
دکتر علی شریعتی
بابا طفلی میخواد تلفنو وصل کنه اما مامی کارشکنی میکنه و نظر بابا رو عوض میکنه!!![]()
پس حالا حالا ها آپ بی آپ![]()
تو کافی نتم مغزم کار نمیکنه....هرچیم مینویسم تو کامپیوتر خودمون می مونه
پس فعلا بای بای![]()
| Design By : Pichak |


